أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
270
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و با مدينه آمدند قريش گفتند : محمّد استحلال ماه حرام مىكند و مسلمانان را بدين تعيير ميكردند جهودان از آن مردمان و نامهاى ايشان تفؤّل كردند گفتند : واقد أوقد الحرب و الحضرمىّ حضر الحرب ، اين حديث برسول صلى اللّه عليه و آله رسيد عبد اللّه جحش را گفت : من ترا نفرمودم كه در ماه حرام قتال كن و كسى را بكش و آن كاروان و اسيرانرا موقوف بكرد و دست بايشان دراز نكرد اصحاب آن سريّت از ايشان انديشه كردند و بترسيدند و گفتند : يا رسول اللّه ما اين حضرمى را بكشتيم پيش از آنكه آن شب ماه رجب ديديم نميدانيم كه او را در رجب كشتيم يا در جمادى الآخره ، مردم در آن گفتگوى بودند حق تعالى آيت فرستاد رسول صلى اللّه عليه و آله آنمال پيش خواست و خمس آن بيرون كرد اوّل خمسى كه در اسلام بود آن بود و باقى قسمت كرد در ميان سريّت و اوّل غنيمتى كه در اسلام بود آن بود و اهل مكّه فداى آن اسيران بفرستادند رسول صلى اللّه عليه و آله گفت ، توقّف كنيد اگر سعد و عتبه بازآيند و الّا ايشان را ببدل ايشان بازكشيم چون ايشان بازرسيدند رسول فديه بستد و اسيران را با جايگاه فرستاد و حكم بن كيسان اسلام آورد و با رسول بمدينه بماند روز بئر ميمونه شهيد شد و عثمان بن عبد اللّه با مكّه شد و آنجا بماند تا بوقت مرگ و كافر مرد . سبب نزول آيت اين بود و مراد بدين ماه كه در آيت است ماه رجب است و او را ماه حرام براى آن خوانند كه قتال درو حرام است و اين ماه را منصل الاسنّه خوانند كه درين ماه عرب سنانها از نيره بگرفتندى و رجب از بهر آن خوانند كه از ماههاى حرام منفرد است و از بهر تعظيمش از ترجيب ، و مرجّب درختى بود كه از بسيارى بار كه دارد بترسند كه شاخها بشكند دعامهء فرا زير او زنند و اصمّ خوانند براى آنكه درو قعقعهء سلاح نشنوند و اصبّ خوانند براى آنكه خداى تعالى درين ماه رحمت بر بندگان خود ريزد معنى آيت اينست كه اى محمّد از تو سؤال ميكنند و مىپرسند از ماه حرام و قتال كردن و جنگ كردن در ماه حرام ، بگو ايشانرا و جواب ده كه : قتال كردن در ماه حرام بزرگ است و از جملهء گناهان كبيره است و بازگردانيدن از راه خداى كه حجّ است چنان كه ترا كه محمّدى عام الحديبيه بازگردانيدند و از مسجد حرام منع كردند و بخداى كفر